|
۲۷۴
" تو" مرا بی پایان آفریدی ،
و بی پایان است شادمانی که می بخشی .
" تو" این ظرف شکننده را بارها و بارها تهی ساخته
و آن را هماره با زندگی ای تازه سرشار ساخته ای .
" تویی" که این نی خرد را از بستر کوه ها و دره ها برکشانده
و از میانش آهنگ ها ی تازه ی جاودان به نوا آورده ای .
|