نمه نا

نمه نا در گویش طبری به معنی نم نم باران است

زندگی من..

345

زندگی

چه بسا

آسان تر می بود،

اگر تو را ندیده بودم.

فقط این که در آن صورت

دیگر زندگی من نبود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 8:19  توسط نمه نا  | 

ذره ذره...

344

در دست های چه کسی

اسراف می شوی تو ؟

اکنون که من

به ذره ذره ات محتاجم...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 12:27  توسط نمه نا  | 

مستم...

343

هرگز به اندازه ی داشتن دست هایت

خوشبخت نبوده ام!

" نه با خودم ، نه با او

نه نیستم ، نه هستم "

مستم...

+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 10:2  توسط نمه نا  | 

بگو...

342

عشقم به تو

خارج از تحمل خداست...

بگو چه کنم ؟

آقای من!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آبان1393ساعت 10:55  توسط نمه نا  | 

تو..

341

من که جز تو

 کسی را ندارم!

ولی چرا تو را هم ندارم...!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 8:13  توسط نمه نا  | 

کاش...

340

باران من !

کاش می توانستم،

صدای تو 

را بنویسم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 9:41  توسط نمه نا  | 

به های تو..

339

ماه من !

تو میدانی

که سالهاست  در این سرزمین بارانی،

به های تو محتاجم!

به نفس هات وقتی اسمم را صدا می کنی..

همین که صدایم می کنی

همه چیز این جهان از یادم می رود!

+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 12:45  توسط نمه نا  | 

روز میلاد تو...

338

روز میلاد تو بود 

که خدا می خندید

عطر یاس از در دیوار هوا می پاشید !

روز میلاد تو بود 

آسمان جشن گرفت

و به یمن قدم سبز تو ، باران  گرفت

روز میلاد تو باز

ماه تا فرصت دیدار تو بیدار نشست!

+ نوشته شده در  شنبه 19 مهر1393ساعت 13:56  توسط نمه نا  | 

وقتی نیستی..

337

چای ریختن شبانه،

وقتی تو نیستی 

فرسایشی ترین کار جهان است!

مثل این که پای پی این ساختمان مستاصل ،

آهسته آهسته؛ استکان استکان آب بریزم تا سست شود..!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مهر1393ساعت 7:40  توسط نمه نا  | 

سکوت ...

336

بی تابی را می‌پذیرم
اگر بدانم،
روزی چشم‌های تو را خواهم سرود!

سکوت را می پذیرم
اگر بدانم،
روزی با تو سخن خواهم گفت...
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مهر1393ساعت 13:17  توسط نمه نا  | 

هفت سال...

335

هفت سال است

هرجا می‌روم،

پنجره را با خودم می‌بَرَم.

هفت سال است

دنیا را،

دنبالِ تو می‌گردم.

هفت سال است

این دو چشم،

پنجره‌هایی رو به توست...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مهر1393ساعت 10:46  توسط نمه نا  | 

باش!

334

همین که هستی،
 همین که لابلای کلماتم
 نَفَس میکشی، 
 راه میروی،
 همین که پناه ِ واژه هایم شده ای،
 همین که سایه ات هست،
 همین که کلماتم از بی "تو"یی
 یتیم نشده اند،
 کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛

 باش!
 حتی همین قدر دور
 حتی همین قدر دست نیافتنی...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مهر1393ساعت 7:55  توسط نمه نا  | 

دلشوره..!

333

دلشوره تمام لحظاتی را دارم

که دلتنگ می شود دلم ،

و دست هایت دگر، 

کنار نمی زنند دلواپسی ام را ...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مهر1393ساعت 10:14  توسط نمه نا  | 

تویی..

332

تو سكوت ِ لابه‌لاي ِ حرف‌هاي ‍ِ مني

از حرف‌هايم

آنچه نمي‌گويم

تويي.. !

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 7:21  توسط نمه نا  | 

آخر خط...

331

نمي دانم تا کي دوستم داري

هرجا که باشد

باشد.

هرجا که تمام شد،

اسمش را مي گذارم

آخر خط من .

باشد؟

+ نوشته شده در  جمعه 28 شهریور1393ساعت 16:47  توسط نمه نا  | 

اوج...

330

همچو یک ساز در آغوشمی

می نوازمت نرم و آرام

در نفس هات می چرخم و لایه لایه اوج می گیرم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 7:35  توسط نمه نا  | 

مست

329

چیزی مثل "شراب " در توست، 

که حال آدمی مثل من را خراب می کند!

آدمی مثل من را مست می کند ، مست...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 12:19  توسط نمه نا  | 

باران...

328

کشاورز دعای باران خوانده بود

و باران آمد...

کاش تو را خوانده بود

کاش تو آمده بودی!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 7:38  توسط نمه نا  | 

حنمن....

327

شعر چيزي نيست

لحنِ گفتن «دوستت‌ مي‌دارم» است

من

لال و كور و فلج و بي‌دست و پا شوم اگر

شعر نتوانم گفت شايد

اما

دوستت خواهم داشت حتمن !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 13:57  توسط نمه نا  | 

بیقرار..

326

حکایت بارانی بی‌قرار است 
این‌ گونه که من 
دوستت دارم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 8:1  توسط نمه نا  | 

یاد تو

325

وقتی می گویند نیست ،
کاغذ را گفته باشند یا برق را 
فرقی نمی کند
من یاد تو می افتم....!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 13:21  توسط نمه نا  | 

چشمان تو...

324

به جایی که بدان سفر نکرده ام 

به جایی دور !

در ورای هر تجربه 

چشمان تو سکوت خود را دارند..

در ظریف ترین حالت تو چیزهایی ست که اسیرم می کند.

چیزاهایی چنان نزدیک که نمی توان بدان دست یافت

کوتاهترین نگاهت به آسانی اسیرم می کند!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 12:48  توسط نمه نا  | 

منتظر...

۳۲۳

هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد

اما آدمی است دیگر

همیشه

منتظر می ماند...!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 خرداد1393ساعت 12:35  توسط نمه نا  | 

تاریکی ات را ....

۳۲۲

دلت می خواهد چراغ ها را

خاموش کنی..

تاریکی ات را می شناسم

آن را هم

دوست دارم..!!

+ نوشته شده در  شنبه 6 اردیبهشت1393ساعت 11:2  توسط نمه نا  | 

ماه...

۳۲۱

اگر ماه می خندید شبیه تو می بود

زیبا و نابود کننده

تو همان تاثیر را می گذاری!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1392ساعت 12:36  توسط نمه نا  | 

مطالب قدیمی‌تر