X
تبلیغات
نمه نا

نمه نا

نمه نا در گویش طبری به معنی نم نم باران است

ماه...

۳۲۱

اگر ماه می خندید شبیه تو می بود

زیبا و نابود کننده

تو همان تاثیر را می گذاری!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1392ساعت 12:36  توسط نمه نا  | 

آمدنت....

۳۲۰

حضور تو کافی ست

تا همه جا بی مکان شود

آمدن تو کافی ست

تا لحظه ها بی زمان شود !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1392ساعت 10:8  توسط نمه نا  | 

دستت...

۳۱۹

بهت گفته بودم  ٍ

وقتی دستت را می فشارم

پنج شیشه عطر در کف دستم می شکند...!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1392ساعت 10:48  توسط نمه نا  | 

پاره های تنم...

۳۱۸

هر بار بعد از شنیدنت

می نشینم

و تکه پاره های تنم را جمع می کنم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1392ساعت 11:18  توسط نمه نا  | 

ماه من!

۳۱۷

وقتی تو را دوست دارم ...

ماه از من طلوع میکند

و

دوستانم گمان می کنند بوستانم !!

+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1392ساعت 12:58  توسط نمه نا  | 

جان ات....

۳۱۶

 مرا از پس ِ  چون عطرى که بریزد .
خود از این رخود مى‏کش تا بدویم،
که تو را
بر اثر بوى خوش ِ جان‏ات
تا خانه به دنبال خواهم آمد ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1392ساعت 9:57  توسط نمه نا  | 

بوی پرتقال...

۳۱۵

اگر به خوابم نمی‌آیی

پس این بوی پرتقال از کجاست؟!

اگر در رگ‌هایم بال نمی‌زنی

چرا پروانه‌ها رنگارنگ و قشنگند؟!
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1392ساعت 8:40  توسط نمه نا  | 

خیالت...

۳۱۴

بودن یا نبودنت

چه فرقی دارد؟

خیال خنده‌هات

سرتاپای مرا اردیبهشت می‌کند!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1392ساعت 11:6  توسط نمه نا  | 

می رسی....

 ۳۱۳

از این تنهایــــی هزار ساله 

خسته ام !

از اینکه صدای تـــو را بشنوم ...

خیال کنم وهم بوده

" خــــودم "

که بهانه جــو شده ...

از این انتظار خسته ام !

چه خوب است که زمین گـــرد است عشق من !

مــــــی روی . . .آنــــقدر می روی ،

که باز آنـــــسوی زمین 

می رسی به من !!

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1392ساعت 12:24  توسط نمه نا  | 

مسافر من....

 

مسافرِ چشم ‌به‌ راهی‌های من  

بی‌گاهان از راه بخواهد رسید.  

ای همه‌ی امیدها  

مرا به برآوردنِ این بام  

نیرویی دهید!

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 دی1392ساعت 9:49  توسط نمه نا  | 

خواهشی...

۳۱۱

ای خواهشی

که خواستنی تر ز پاسخی ...

با چون تو پرسشی

 چه نیازی جواب را ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1392ساعت 13:19  توسط نمه نا  | 

خداي من

310

تو نبايد "دعاي من " باشي

از خدا خواستم موافق بود! 

مي تواني خداي من باشي...

+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1392ساعت 10:19  توسط نمه نا  | 

به ماه...

۳۰۹

راه‌

دور است

امّا چه باک !

به ماه شبیه است او

از دور

می‌شود دیدش....!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1392ساعت 11:55  توسط نمه نا  | 

امدنت.....

٣٠٨

هر بار كه آمده اي

آخرين بار بوده است

و

هر بار كه رفته اي

اولين بار !!


+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1392ساعت 17:13  توسط نمه نا  | 

می میرم...

۳۰۷

خیال می کنی آواز خواندنم

از شادی ست؟

من

قناری کوچکی هستم

می میرم

اگر برایت آواز نخوانم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1392ساعت 9:59  توسط نمه نا  | 

عطر تو...

۳۰۶

سر مي روم از خويش
از گوشه گوشه فرو مي ريزم
و عطر تو
رسوايم مي كند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 18:0  توسط نمه نا  | 

همیشه!

۳۰۵

هیچ اتفاقی
قرار نیست بیافتد
اما آدمی‌ست دیگر
همیشه
منتظر می‌ماند....

+ نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1391ساعت 10:18  توسط نمه نا  | 

فقط باش...

۳۰۴

بینهایت سپاس که هستی!
و هستی
را رنگ می‌‌آميزی
هيچ چيز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو
نه؛
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
ديگر نباشی!!!

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1391ساعت 16:40  توسط نمه نا  | 

بینهایت...

۳۰۳

ماه من !

لازم نيست
مرا دوست داشته باشی...
من تو را
به اندازه‌ی هر دومان
دوست دارم !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1391ساعت 12:16  توسط نمه نا  | 

بی تو ...

۳۰۲

چقدر بی تو از خواب بپرم ؟

شیشه ی آب سر بکشم

و چیزی از پنچره بپرسم ؟

چی بپرسم دیگر؟

خواب مرا نمی برد

تو را می آورد !!

بی آنکه باشی .....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1391ساعت 17:50  توسط نمه نا  | 

شیرین من!

۳۰۱

چه شيرين است اقامتگاه دائمی ات در من !!

هرگز از دخالتت در حرکات دست هایم ، مژه هایم و افکارم

 شکایت نمی کنم ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1391ساعت 13:15  توسط نمه نا  | 

قلب من ...

۳۰۰

ماه من!

زیاد در قلبم حرکت نکن

تا درد  نکشم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1391ساعت 16:14  توسط نمه نا  | 

نقش محال من...

۲۹۹

بگذار بر آئینه ها ی دستانت بوسه زنم !

میخواهم تصویرها نقش زنم

از شکل دستان تو

از صدای دستان تو

از سکوت دستان تو ...

 پس آیا کمی روبرویم می نشینی

تا نقش محال بزنم؟!!!  

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1391ساعت 16:30  توسط نمه نا  | 

مبارک....

۲۹۸

تو مگو مارا بدان شه بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست !

غدیر ۹۱

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1391ساعت 11:50  توسط نمه نا  | 

معجزه!

۲۹۷

هرجا که می رسم

 تو به پیشوازم می آیی !!

 حال آنکه همیشه تورا

   پشت سرم جا می گذارم و

                 راه می افتم

 ماجرا از چه قرار است نمی دانم !

 یا تو معجزه می کنی

 و یا من

                  تو را و جهان را خواب می بینم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1391ساعت 14:31  توسط نمه نا  | 

مطالب قدیمی‌تر