نمه نا

نمه نا در گویش طبری به معنی نم نم باران است

بیقرار..

326

حکایت بارانی بی‌قرار است 
این‌ گونه که من 
دوستت دارم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 8:1  توسط نمه نا  | 

یاد تو

325

وقتی می گویند نیست ،
کاغذ را گفته باشند یا برق را 
فرقی نمی کند
من یاد تو می افتم....!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 13:21  توسط نمه نا  | 

چشمان تو...

324

به جایی که بدان سفر نکرده ام 

به جایی دور !

در ورای هر تجربه 

چشمان تو سکوت خود را دارند..

در ظریف ترین حالت تو چیزهایی ست که اسیرم می کند.

چیزاهایی چنان نزدیک که نمی توان بدان دست یافت

کوتاهترین نگاهت به آسانی اسیرم می کند!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 12:48  توسط نمه نا  | 

منتظر...

۳۲۳

هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد

اما آدمی است دیگر

همیشه

منتظر می ماند...!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 خرداد1393ساعت 12:35  توسط نمه نا  | 

تاریکی ات را ....

۳۲۲

دلت می خواهد چراغ ها را

خاموش کنی..

تاریکی ات را می شناسم

آن را هم

دوست دارم..!!

+ نوشته شده در  شنبه 6 اردیبهشت1393ساعت 11:2  توسط نمه نا  | 

ماه...

۳۲۱

اگر ماه می خندید شبیه تو می بود

زیبا و نابود کننده

تو همان تاثیر را می گذاری!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1392ساعت 12:36  توسط نمه نا  | 

آمدنت....

۳۲۰

حضور تو کافی ست

تا همه جا بی مکان شود

آمدن تو کافی ست

تا لحظه ها بی زمان شود !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1392ساعت 10:8  توسط نمه نا  | 

دستت...

۳۱۹

بهت گفته بودم  ٍ

وقتی دستت را می فشارم

پنج شیشه عطر در کف دستم می شکند...!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1392ساعت 10:48  توسط نمه نا  | 

پاره های تنم...

۳۱۸

هر بار بعد از شنیدنت

می نشینم

و تکه پاره های تنم را جمع می کنم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1392ساعت 11:18  توسط نمه نا  | 

ماه من!

۳۱۷

وقتی تو را دوست دارم ...

ماه از من طلوع میکند

و

دوستانم گمان می کنند بوستانم !!

+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1392ساعت 12:58  توسط نمه نا  | 

جان ات....

۳۱۶

 مرا از پس ِ  چون عطرى که بریزد .
خود از این رخود مى‏کش تا بدویم،
که تو را
بر اثر بوى خوش ِ جان‏ات
تا خانه به دنبال خواهم آمد ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1392ساعت 9:57  توسط نمه نا  | 

بوی پرتقال...

۳۱۵

اگر به خوابم نمی‌آیی

پس این بوی پرتقال از کجاست؟!

اگر در رگ‌هایم بال نمی‌زنی

چرا پروانه‌ها رنگارنگ و قشنگند؟!
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1392ساعت 8:40  توسط نمه نا  | 

خیالت...

۳۱۴

بودن یا نبودنت

چه فرقی دارد؟

خیال خنده‌هات

سرتاپای مرا اردیبهشت می‌کند!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1392ساعت 11:6  توسط نمه نا  | 

می رسی....

 ۳۱۳

از این تنهایــــی هزار ساله 

خسته ام !

از اینکه صدای تـــو را بشنوم ...

خیال کنم وهم بوده

" خــــودم "

که بهانه جــو شده ...

از این انتظار خسته ام !

چه خوب است که زمین گـــرد است عشق من !

مــــــی روی . . .آنــــقدر می روی ،

که باز آنـــــسوی زمین 

می رسی به من !!

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1392ساعت 12:24  توسط نمه نا  | 

مسافر من....

 

مسافرِ چشم ‌به‌ راهی‌های من  

بی‌گاهان از راه بخواهد رسید.  

ای همه‌ی امیدها  

مرا به برآوردنِ این بام  

نیرویی دهید!

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 دی1392ساعت 9:49  توسط نمه نا  | 

خواهشی...

۳۱۱

ای خواهشی

که خواستنی تر ز پاسخی ...

با چون تو پرسشی

 چه نیازی جواب را ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1392ساعت 13:19  توسط نمه نا  | 

خداي من

310

تو نبايد "دعاي من " باشي

از خدا خواستم موافق بود! 

مي تواني خداي من باشي...

+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1392ساعت 10:19  توسط نمه نا  | 

به ماه...

۳۰۹

راه‌

دور است

امّا چه باک !

به ماه شبیه است او

از دور

می‌شود دیدش....!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1392ساعت 11:55  توسط نمه نا  | 

امدنت.....

٣٠٨

هر بار كه آمده اي

آخرين بار بوده است

و

هر بار كه رفته اي

اولين بار !!


+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1392ساعت 17:13  توسط نمه نا  | 

می میرم...

۳۰۷

خیال می کنی آواز خواندنم

از شادی ست؟

من

قناری کوچکی هستم

می میرم

اگر برایت آواز نخوانم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1392ساعت 9:59  توسط نمه نا  | 

عطر تو...

۳۰۶

سر مي روم از خويش
از گوشه گوشه فرو مي ريزم
و عطر تو
رسوايم مي كند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 18:0  توسط نمه نا  | 

همیشه!

۳۰۵

هیچ اتفاقی
قرار نیست بیافتد
اما آدمی‌ست دیگر
همیشه
منتظر می‌ماند....

+ نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1391ساعت 10:18  توسط نمه نا  | 

فقط باش...

۳۰۴

بینهایت سپاس که هستی!
و هستی
را رنگ می‌‌آميزی
هيچ چيز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو
نه؛
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
ديگر نباشی!!!

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1391ساعت 16:40  توسط نمه نا  | 

بینهایت...

۳۰۳

ماه من !

لازم نيست
مرا دوست داشته باشی...
من تو را
به اندازه‌ی هر دومان
دوست دارم !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1391ساعت 12:16  توسط نمه نا  | 

بی تو ...

۳۰۲

چقدر بی تو از خواب بپرم ؟

شیشه ی آب سر بکشم

و چیزی از پنچره بپرسم ؟

چی بپرسم دیگر؟

خواب مرا نمی برد

تو را می آورد !!

بی آنکه باشی .....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1391ساعت 17:50  توسط نمه نا  | 

مطالب قدیمی‌تر