نمه نا

نمه نا در گویش طبری به معنی نم نم باران است

تا ابد....

358

دوست داشتن ات را از سالی به سالِ دیگر ی جابجا می کنم.

انگار دانش آموز مشق اش را در دفتری تازه پاک نویس می کند!

رسیدِ صدای تو ، عطرِ تو، پیام های تو

و شمارهای تلفن تو و صندوق پستی تو ،

می آویزمشان به کمد سال جدید.

تابعیت دائمی در قلبم را به تو می دهم!

کاش بدانی ،تو را دوست دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آذر1393ساعت 9:35  توسط نمه نا  | 

هنوز....

357

گر شمع بيفروزی
ببینی هنوز دلتنگم،
چه می‌کنی؟
ماه من!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 12:16  توسط نمه نا  | 

بی تو..

356

بخت اگر بسوزد
وقت اگر بسوزد
بی تو
همه چیز حیف می‌شود
حرام می‌شود
دلهره‌ی شیرینم!
خدا اگر بودم
تو را
به کسی نمی‌دادم
برای خودم برمی‌داشتم
و از کائنات می‌زدم بیرون ..!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 آذر1393ساعت 13:45  توسط نمه نا  | 

نه...

355

نه!

تو را با هیچ چیز عوض نمی کنم ،

حتی با زندگی..!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 10:14  توسط نمه نا  | 

نبودنت...

354

می دانم

حتی اگر در کنارم نشسته باشی

باز هم دلتنگ توام

حالا ببین نبودنت ، با من چه می کند !!

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 14:16  توسط نمه نا  | 

اگر فکر تو بگذارد..

353

به آدمها ی بزرگ فکر می کنند ، آدم های کوچک

و آدم های بزرگ

به ایده ها...

من فقط به تو فکر می کنم

اصلا اگر فکر تو بگذارد

ایده های زیادی در سر دارم

اولیش اینکه

دوباره عاشقت شوم....

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 9:45  توسط نمه نا  | 

هیچ کس..

352

عصا مار شد!

کور بینا شد !

به هیچ معجزه ای ایمان نیاورده ام

وقتی

هیچ کسی

برایِ من ، تو نشد !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 11:44  توسط نمه نا  | 

تو...

351

هیچ‌کس نمی‌توانست
مرا به کشتن دهد.

.....

هیچ‌کس
به قشنگی تو
مرا نکشت!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 آذر1393ساعت 9:34  توسط نمه نا  | 

دوری تو ....

350

چشم هایم

برای همه جا

در و پنجره می سازد

شاید بیایی...

دوری تو

 مزه ی قبر میدهد چقدر !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 11:39  توسط نمه نا  | 

نیستی که..

 349

دلتنگی ام را

به کی بگویم وقتی نیستی؟

تا کجا راه بروم تا تمام شوم؟

مثل یک جاده 

....

نیستی که !

من هم عادت نمی کنم...

ماه من !

همین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آبان1393ساعت 9:36  توسط نمه نا  | 

این روزها..

348

این روزها به یک چیز می اندیشم…

به تو و دستهایت 
که عطرش را جا گذاشته‌ای 
لابه لای انگشتانم.

می ترسم 
این زمستان هم به دیدنم نیایی 
برای گرم کردن ِ دستانم !!

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آبان1393ساعت 10:20  توسط نمه نا  | 

یک کلام..

347

تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

در " تو "

خلاصه کرده ام !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آبان1393ساعت 12:51  توسط نمه نا  | 

چتر تو..

346

هیچ بارانی را

به یاد ندارم!

جز آن بارانی که

زیر چتر تو بودم و

خیسم کرد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آبان1393ساعت 11:31  توسط نمه نا  | 

زندگی من..

345

زندگی

چه بسا

آسان تر می بود،

اگر تو را ندیده بودم.

فقط این که در آن صورت

دیگر زندگی من نبود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 8:19  توسط نمه نا  | 

ذره ذره...

344

در دست های چه کسی

اسراف می شوی تو ؟

اکنون که من

به ذره ذره ات محتاجم...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 12:27  توسط نمه نا  | 

مستم...

343

هرگز به اندازه ی داشتن دست هایت

خوشبخت نبوده ام!

" نه با خودم ، نه با او

نه نیستم ، نه هستم "

مستم...

+ نوشته شده در  شنبه 3 آبان1393ساعت 10:2  توسط نمه نا  | 

بگو...

342

عشقم به تو

خارج از تحمل خداست...

بگو چه کنم ؟

آقای من!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آبان1393ساعت 10:55  توسط نمه نا  | 

تو..

341

من که جز تو

 کسی را ندارم!

ولی چرا تو را هم ندارم...!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 8:13  توسط نمه نا  | 

کاش...

340

باران من !

کاش می توانستم،

صدای تو 

را بنویسم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 9:41  توسط نمه نا  | 

به های تو..

339

ماه من !

تو میدانی

که سالهاست  در این سرزمین بارانی،

به های تو محتاجم!

به نفس هات وقتی اسمم را صدا می کنی..

همین که صدایم می کنی

همه چیز این جهان از یادم می رود!

+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 12:45  توسط نمه نا  | 

روز میلاد تو...

338

روز میلاد تو بود 

که خدا می خندید

عطر یاس از در دیوار هوا می پاشید !

روز میلاد تو بود 

آسمان جشن گرفت

و به یمن قدم سبز تو ، باران  گرفت

روز میلاد تو باز

ماه تا فرصت دیدار تو بیدار نشست!

+ نوشته شده در  شنبه 19 مهر1393ساعت 13:56  توسط نمه نا  | 

وقتی نیستی..

337

چای ریختن شبانه،

وقتی تو نیستی 

فرسایشی ترین کار جهان است!

مثل این که پای پی این ساختمان مستاصل ،

آهسته آهسته؛ استکان استکان آب بریزم تا سست شود..!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مهر1393ساعت 7:40  توسط نمه نا  | 

سکوت ...

336

بی تابی را می‌پذیرم
اگر بدانم،
روزی چشم‌های تو را خواهم سرود!

سکوت را می پذیرم
اگر بدانم،
روزی با تو سخن خواهم گفت...
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مهر1393ساعت 13:17  توسط نمه نا  | 

هفت سال...

335

هفت سال است

هرجا می‌روم،

پنجره را با خودم می‌بَرَم.

هفت سال است

دنیا را،

دنبالِ تو می‌گردم.

هفت سال است

این دو چشم،

پنجره‌هایی رو به توست...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مهر1393ساعت 10:46  توسط نمه نا  | 

باش!

334

همین که هستی،
 همین که لابلای کلماتم
 نَفَس میکشی، 
 راه میروی،
 همین که پناه ِ واژه هایم شده ای،
 همین که سایه ات هست،
 همین که کلماتم از بی "تو"یی
 یتیم نشده اند،
 کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛

 باش!
 حتی همین قدر دور
 حتی همین قدر دست نیافتنی...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مهر1393ساعت 7:55  توسط نمه نا  | 

مطالب قدیمی‌تر